چنان زندگی را سخت گرفته ایم که گویی سالها قرار است باشیم
کاش یاد بگیریم و رها کنیم و بگذریم
دل به ساحل نبندیم
تن به آب باید زد
ما به آرزوهایمان یک رسیدن بدهکاریم
زندگی کوتاه است
شاید فرصتی نیست تا عکسی شویم بر طاقچه ای که هر روز گردگیریمان کنند ...
****
عکس :)
دریا رو دوست دارم ،و ازش میترسم !
****
گاهی واقعا دلم میخواد گریه کنم
زندگیا سخت شده
ادما اعصاباشون همه خرابه
انگار فقد منتظر ی حرکتن تا پاچه بگیرن !:دی
بی دلیل و بی منطق بهم میپرن و هر چی از دهنشون در میاد و بهم میگن
و وای از وقتی ک یکی نسبت ب دیگری احساس برتری کنه ... اونم ب خاطر پول
*
فرهنگ چیه ب نظرتون؟
ی ادم از همون کودکیش همه چیو یاد میگیره ،
یا میتونه بزرگتر و عاقل تر ک شد ، خودش انتخاب کنه و تغییر کنه؟
اینکه تو ی فضای عمومی ،
دوتا خانوم باهم دعوا کنن و سرهمداد بزن و القاب زشت ب هم نسبت بدن،
بی فرهنگیه دیگه،ن؟
برچسب:
نویسنده: آریا پورعلی