خرید بک لینک

چراا؟

دقیقن چرا ما تو اشناهامون نوزاد نداریم؟؟

ستیا ک بزرگ شده و الانم مسافرتن !

غیر ازون دیگه نزدیک ترین بچمون ، دخترای دختر عمه هامن

ک چارماه ی بارم نمیبینیمشون :/

اخخ خودا شمام با دیدن لباسای بچه ها ذوق میکنین؟

یا من زیادی خلم؟

من خیلی بچه هارو دوس دارم

زود باهاشون انس میگیرم و اکثرن هم با من راحتن

ماماناشونم همین طور

با خیال راحت بچه ها و میسپارن ب من

تو یکی از مهمونیا هانا(دختر دختر عمم) رو بغل کرده بودم و همینجور راش میبردم

ساناز (دختر عمه دیگم ) ب مامان هانا گف :

ما قبلن ی مریم دیگه هم داشتیم. ن؟

گفتم ،کی؟

گف الهام (دختر عمم (کلن دختر عمه زیاد دارم )

تا قبل از ازدواجش عاشق بچه ها بود ، الان از دست الناز(دخترش) فراریه :دی

چند دقه بعدش الهام اومد بدون الناز :/

پرسیدیم ازش کو الی؟ -انداختمش ب سعید

بعدم اومد هانارو از بغل من دراورد تا اخرم پسش نداد :/

چررااااااااااا؟

پ.ن :

بیکاری بهم فشار اورده

میفهمین؟؟؟

برچسب: نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت: 5:02

صفحه بندی