عاشششق لباسای پسرونم
عشق میکنم با ساعت و حلقه بابام
عشق میکنم با پلاک گردن پسر داییم
عشق میکنم استینای تا ارنج مردا رو میبینم (حتی رامبد جوان !)
اما بابام ک تحت اختیار مامانمه :دی
داداشمم ک ...
کافیه بش بگی اون دکمه بالارو باز بزار، تا خرخرش میبنده :/
بش میگم ساعت دستت کن ، لج میکنه نمیبنده :/
ی بارم خودم رفتم براش ی فروهر خریدم(گردنبند ،) مامانم میگه ن سوسولیه :/(ک البته ته دلم موافقم :دی)
غزالم همین طوره ... ی بار رفته بودیم خرید ، ی پیرهن خیلی خوشگل پسرونه دیدیم، خریدیم گذاشتیم کنار واسه اینده مسعود 
اضافه .ن :
همینجوری جوونای مردم ب راه کج کشیده میشن دیگه :دی
مریم .ن :
خیلی رو مخمه !
اضافه تر .ن :
فک میکنم وبم مثه نکار خصوصی شده ...
از ی نظر خوبه ک مثه قبل شلوغ نیس :)
برچسب:
نویسنده: آریا پورعلی