م.ن : داره تعداد این شبام زیاد و زیادتر میشه ...
.
.
امروز وقتی رزیدنت روان پزشکی ، برای تشخیص دپرشن از خانومی ک تو بخش بستری بود میپرسید :
شده تا حالا احساس پوچی کنی؟
احساس 1 کنی ؟
احساس کنی اصلا برای چی زنده ای؟
احساس غم و افسردگی کنی؟
چیزی ک مدام تو ذهنم تکرار میشد این بود ک
داریم کسی و تا حالا همچین احساساتی نداشته بوده باشه؟!
.
بعد بحث مود یوتایمیک شد
و توضیح دکتر ثابتی راجع ب اینکه مود در بیماران بایپولار سینوسی و نوسانیه و مثل یک خط صاف نرمال نیس !
و صدای اعتراض من : ینی میگین ادمی ک دائما یوتایمیک باشه ، نرماله؟!!
`معلومه که نه ` یی ک دکتر گف ، باعث شد صدای نفس عمیق راحت روحمو بشنوم :)
.
.
.
روح قشنگم
غم عمیقی ک الان توی قلبت داری حسش میکنی خیلی طبیعیه
مثل همیشه بهش فرصت بده خودشو نشون بده و امید داشته باش که بگذره
خیلی چیزا تو این دنیا دست تو نیس، کاش بود ... ولی نیست
دنیا دقیقا همینقدر کیریع ک میبینی :)
ولی چ کنیم ک محکومیم ب امید ...
.
ب قول متین ، بخواب ... فردا همه چیز درست میشه
متین مرد و چیزی درست نشد :) ولی خب ما ... محکومیم ب امید ...
برچسب:
نویسنده: آریا پورعلی