عجب دروغ بزرگی !
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 2:46
xa0 دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال.xa0 تازه عقل رس شده بود؛ آنقدری که بفهمد گلو درد و بیمارستان و روپوش سفید و دکتر و پرستار، آخرش به آمپول ختم میشود قطعا؛ که شد.xa0 گفتم:xa0 «عزیزکم! آمپول درد داره، گریه هم داره، باید هم بهت بزنن. اگه دلت خواست یه
فرهنگ !
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 2:46
xa0چنان زندگی را سخت گرفته ایم که گویی سالها قرار است باشیمکاش یاد بگیریم و رها کنیم و بگذریمدل به ساحل نبندیمتن به آب باید زدما به آرزوهایمان یک رسیدن بدهکاریمزندگی کوتاه استشاید فرصتی نیست تا عکسی شویم بر طاقچه ای که هر روز گردگیریمان کنند ... ****
همین الانو همین لحظه دلم خودمو نمیخواد ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:43
همین الان همین لحظه دلم شدید یه قلم خوب میخواد برای خالی شدنxa0 یا یه خط خوبxa0 برای نوشتنxa0 یا یه مداد سیاه برای کشیدنxa0 همین الان و همین لحظه دلم ازون دخترونه هایی میخواد که همه ازش میگنxa0 دلم ی تخته شاسی گل گلی میخواد xa0و یه هندزفری با اهنگای سنتی قدیمیxa0 دلم شدید حیاط اون خونه ای رو میخواد ...
اینم چیزی ک صالحه خاست ^-^
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:43
xa0 -سفرمون از پنجشنبه شروع شد !-اول ی سر رفتیم تهران ، پیش دایی مجید :)xa0 -یکشنبه پرواز ب مقصد استامبول ، از هواپیما بدم میاد :/ -روز اول از گرما پختیم :/ اما جزیره قشنگی بود :) بیوک آدا ... اینم یکی از خونه هاش ! : xa0http://s8.picofile.com/file/8303682842/IMG_20170814_195350.jpg -روز دوم هوا خوب...
بوست دارم ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:43
[unable to retrieve full-text content] نازنینم ... میدونم ک میدونی ... از اون ته مهای دلم ... قد ی دنیا ... دوست دارمxa0
ی شب خوب دیگه :)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:43
چ شب خوبی بود دیشب :)) خیابون گردی و اهنگ گوش دادنxa0 و درخواستی عزیز و کلی خوشحال شدنش :) (من تهرونمو میخام ! ) اش و کشک بادمجون و میرزا قاسمی و پیراشکی ! خوردن رو تخت و تو هوای نسبتا سرد طرقبه :) ب هوای جاده ی خلوت پا ب جایی گذاشتن و از ی جای دیگه سردراوردن وحریق سبز و عطر خاطره گوش دادن :) کنار خ...
خوشحالم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:43
چقد خوبه ک مشهدیم :) صبح مامانم گفت بریم حرم ؟ و با تاییدیه ی ما ظهر تو صحن جمهوری بودیم :) تنها بدیش این بود ک حواسم نبود و شال زرشکی سرم کرده بودم :/ دیروزم ک ی وضعی بود ... هنوز صدای جیغ جیغ بچه ها تو گوشمه :دی +هانا چقد با نمک شده ^-^ ++ کتاب میخام :/ +++ تابستونم بیخود گذشت :/ البته ب جز ی قسمت...
تحولی در وب !! :دی
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 5:02
(چ خرس گوگولی :دی)xa0 قالب خوشرنگ و دوستداشتنیه خودم ... اهنگ روهم عوض کردمxa0 ب نظرم خوشگله و دارای حال خوش:دی ! نخ سوزن قسمت گیتار اخرش xa0 نظرتون راجع ب جفتش؟؟
ب متن شعر اصلا اعتقاد ندارم :دی
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 5:02
xa0 عشق یعنی بوسه های دزدکی در کوچه هاپایِ کوه و دست های قرمز از آلوچه ها عشق یعنی هرکجا باهم همیشه تا ابدتا ته دنیا تورا هرجا که خواهد می برد نام تو ورد زبانش هرزمان و هرکجاعشق یعنی خنده های بی دلیل و نابجا عشق یعنی بوسه،باران،خنده و گاهی بغلعشق یعنی خاطره ،دفتر،قلم...یعنی غزل...!! ****** یسنا ن ای...
خودااا
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 5:02
xa0 چراا؟ دقیقن چرا ما تو اشناهامون نوزاد نداریم؟؟ ستیا ک بزرگ شده و الانم مسافرتن ! غیر ازون دیگه نزدیک ترین بچمون ، دخترای دختر عمه هامنxa0 ک چارماه ی بارم نمیبینیمشون :/ اخخ خودا شمام با دیدن لباسای بچه ها ذوق میکنین؟ یا من زیادی خلم؟ xa0 xa0 من خیلی بچه هارو دوس دارم زود باهاشون انس میگیرم و اکث...
او مای گاد ! :دی
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 5:02
[unable to retrieve full-text content]xa0 سوزنده تر از شرار آهم کردی افتاده تر از غبار راهم کردی دانی چه زمان دین و دلم دزدیدی؟ آن روز که دزدانه نگاهم کردی ...
....:)
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 5:02
بعضی آدمها دنيارو زيباميکنندآدمايي که هروقت ازشون بپرسی چطوري؟ميگن با تو حاااالم عاااالیه!!!وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی !میگن بیداربودم !یا میگن خوب شد زنگ زدی...وقتي ميبينن يه گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره راهشون روکج ميکنن که اون نپره...اگه يخم بزنن،دستتو ول نميکنن بذارن تو جيبشون...آدم ه
مرا از قید من بودن رها کردی ...
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 5:02
xa0xa0 مراxa0 وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی مرا از من، مرا از قیدِ من بودن رها کردیxa0 _دوباره روی ماهت محو شد در رشته های شب تو با زیباییات این حرفها را نخ نما کردی... xa0نماز عشق می خواندم، امامم حضرت دل بود کنارم بی تکلّف ایستادی، اقتدا کردیxa0 به هم نزدیک بودیم، آتش از لبهات میتابید دلت میخواست...
یک کلام ....
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 5:02
صالی گلی ، فاطی جون ، زینب بانو ، نگارک ، xa0سحر جان ، مائد عکاس، زهرا دانشمند، مونس جان ،شبنم خانوم(و نازیتون:)) ، لولوفر و لیلا خانوم تازه وارد ... روزمون xa0 مبارک xa0 :))) ****** م.ن : هدیه ی خوبی بود خیلی خوب.... و اون یکی خبر هم بهترش کردxa0 خدایا لطفا بشه ، میشه؟
:::دی
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 5:02
[unable to retrieve full-text content] xa0 فردا عازم سفریم ! التماس دعاxa0 xa0
:))
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:50
اقا توضیح که من صد بار دادم ( یه جوری میگم انگار کسی مجبورم کرده اینو بنویسم) نه اخه نکه من خیلی دختر خوبیم ، دیگه گفتم خالی نباشه ، به بعضیا بر میخوره
هستم ولی خستم :دی
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:50
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی دادشعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین:با خودم می گفتمxa0زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریستزندگی فاصله آمدن و رفتن ماسترود دنیا جاریستزندگی ، آبتنی کردن در این رود است ... سهراب xa0(عکس انتخاب کردنم خوب نیسxa0 اینو دوسش دارم فقط ) xa0 xa0 xa0 xa0 xa0...
چ زود :)
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:50
[unable to retrieve full-text content] چقد زود بزرگ شدی جان دلم بزرگ تر ک شدی، مردترین شوxa0 خوب؟ :)
روحانی
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:50
دیروز رفتیم (ب قول نگار) ب دیدن یارروحانی جانمان تشریف اوردن (ورزشگاه تختی) البته ک منو غزال واسه تفریحش رفتیم کلیییی شلوغ بودxa0 http://www.khabaronline.ir/detail/666657/multimedia/picture بعد جالبه کمتر کسیم ب خاطر خود روحانی اومده بود بنده خدا حرف میزد ، ملت شعار میدادن و جیغ جیغ میکردن ی صحنه ر
امتحاناس ... نمیشه بیام
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:50
[unable to retrieve full-text content]ماه رمضونه ... دوسش دارم ولی کاش تو امتحانامون نبود باید برنامه رو کلن عوض کنیم، شب خون شیم ایام ب کام التماس دعا + تلگرافی میحرفم :دی